زبانْموادمین

مقاله آموزشی زبانمو

لغات درس چهارم زبان نهم | ماجرای قهرمانان شهر

لغات درس چهارم زبان نهم در اپ 20مو

لغات درس چهارم زبان نهم | ماجرای یک روز با قهرمانان شهر

در قصهٔ پرجنب‌وجوش «یک روز با قهرمانان شهر»، همهٔ لغات درس چهارم زبان نهم—از break (زنگ تفریح) و postman (پستچی) تا firefighter (آتش‌نشان) و put out (خاموش کردن)— جان می‌گیرند؛ سپس چالش‌های اپ 20 مو کمک می‌کنند این واژه‌ها را مثل مهر روی گذرنامهٔ مهارت شما بکوبند.

اگر هنوز نمی‌دانید برای توصیف «اتوبوس دیر رس»، «پمپ بنزین»، یا «شیفت شبِ آتش‌نشانی» چه می‌گویند، کافی است با لغات درس چهارم زبان نهم همراه شوید؛ این کلمات کلیدی از break (زنگ تفریح) صبح تا street (خیابان) عصر، در مکالمه و امتحان کنار شما خواهند بود.

لغات درس اول زبان نهم |شخصیت‌های کلاس

پرده اول: زنگ تفریح و برنامه سفر شهری

در break /breɪk/ (زنگ تفریح) Saturday /ˈsætədeɪ/ (شنبه) صبح، معلم اعلام می‌کند: «امروز در یک تور شهری با مشاغل آشنا می‌شویم.» بچه‌ها با تعجب می‌پرسند how /haʊ/ (چطور) و او می‌گوید: «با اتوبوس مدرسه، اما fast /fæst/ (سریع) و cheap /tʃiːp/ (ارزان)!»

همه در صف می‌ایستند؛ هرکس باید بگویدچه موقع often /ˈɒfn/ (اغلب) wake up /weɪk ʌp/ (بیدار می‌شود) تا دیر come late /kʌm leɪt/ (دیر آمدن) را کاهش دهد. بچه‌ها می‌خندند ولی قول می‌دهند از فردا never /ˈnevə/ (هرگز) دیر نرسند.

لغات درس دوم زبان نهم | گردش در نمایشگاه بین المللی کتاب

پرده دوم: ایستگاه پست و ماجرای تمبر گمشده

در گوشهٔ street /striːt/ (خیابان)، ساختمان post office /ˈpəʊst ɒfɪs/ (ادارهٔ پست) در یک corner /ˈkɔːnə/ (گوشه) قرار دارد. یک postman /ˈpəʊstmən/ (پستچی) مهربان به کلاس می‌گوید: «برای هر نامه یک stamp /stæmp/ (تمبر) لازم است، و employee /ˌemplɔɪˈiː/ (کارمند) ما آن‌ها را مرتب می‌کند.» ناگهان لیلا می‌فهمد تمبرش lost /lɒst/ (گم‌ شده) و کمی worry /ˈwʌri/ (نگران) می‌شود، ولی پستچی یک تمبر یدکی می‌دهد و می‌گوید: «Easy /ˈiːzi/ (آسان) است، فقط think /θɪŋk/(فکر کردن) مثبت فکر کن!»

پرده سوم: توقف کوتاه در پمپ بنزین

اتوبوس به یک gas station /ɡæs ˈsteɪʃən/ (پمپ بنزین) near /nɪə/ (نزدیک) بزرگراه می‌رسد؛ راننده توضیح می‌دهد برای مسیر highway /ˈhaɪweɪ/ (بزرگراه) باید drive carefully /draɪv ˈkeəfəli/ (با دقت رانندگی کند). بچه‌ها از پنجره picture /ˈpɪktʃə/ (عکس) می‌گیرند و دربارهٔ اینکه sometimes /ˈsʌmtaɪmz/ (گاهی) سفر می‌تواند hard /hɑːd/ (سخت) باشد حرف می‌زنند.

پرده چهارم: ایستگاه آتش‌نشانی، قهرمانان واقعی

بعدازظهر به fire station /ˈfaɪə ˌsteɪʃən/ (ایستگاه آتش‌نشانی) می‌رسیم؛ یک firefighter /ˈfaɪəˌfaɪtə/ (آتش‌نشان) خوش‌رو می‌گوید:

«ما on shifts /ʃɪfts / (شیفتی) کار می‌کنیم و باید شعله‌ها را put out /pʊt aʊt/ (خاموش کنیم) و save lives /seɪv laɪvz/ (نجات جان‌ها).» او کلاه بچه‌ها را امتحان می‌کند و می‌گوید شغلش favorite /ˈfeɪvərɪt/ (موردعلاقه) اما hard است. همه با صدای بلند تشویقش می‌کنند.

یکی از بچه‌ها با تعجب می‌پرسد: «اگر آتش‌سوزی outside /ˌaʊtˈsaɪd/ (بیرون) شهر باشد چه؟» آتش‌نشان توضیح می‌دهد که کامیون می‌تواند fast (سریع) به بزرگراه برود و به خاطر تمرین‌ مداوم، خاموش‌کردن آتش حتی در جادهٔ دور نیز possible /ˈpɒsəbl/ (ممکن) است.

لغات درس سوم زبان نهم | نوروزِ خانواده نهمی

پرده پنجم: بازگشت و جمع‌بندی

در راه home /həʊm/ (خانه)، معلم می‌گوید: «هرکس دربارهٔ شغلی که بیشتر دوست داشت یک جمله بنویسد و فردا بخواند.» بچه‌ها با هیجان learn /lɜːn/ (می‌آموزند) که شهر با کار قهرمانان کوچک و بزرگ زنده می‌ماند—از employee (کارمند) ادارهٔ پست تا firefighter (آتش نشان) بزرگراه.

 فهرست لغات درس چهارم زبان نهم

  • break /breɪk/ زنگ تفریح | The break bell rings at nine. | زنگ تفریح ساعت نه به‌صدا درمی‌آید.

  • in the morning /ɪn ðə ˈmɔːnɪŋ/ صبح | We study English in the morning. | صبح انگلیسی می‌خوانیم.

  • Saturday /ˈsætədeɪ/ شنبه | Saturday is our school trip day. | شنبه روز اردوی ماست.

  • Wednesday /ˈwenzdeɪ/ چهارشنبه | We play football every Wednesday. | هر چهارشنبه فوتبال بازی می‌کنیم.

  • fast /fæst/ سریع | The bus is fast today. | اتوبوس امروز سریع است.

  • cheap /tʃiːp/ ارزان | Cheap tickets sell out quickly. | بلیت‌های ارزان زود تمام می‌شوند.
  • take /teɪk/ گرفتن | Take the letter to the office. | نامه را به اداره ببر.

  • lost /lɒst/ گم‌شده | I lost my stamp in the crowd. | تمبرم در شلوغی گم شد.

  • worry /ˈwʌri/ نگران شدن | Don’t worry; we will find it. | نگران نباش؛ پیدایش می‌کنیم.

  • gas station /ɡæs ˈsteɪʃən/ پمپ بنزین | The bus stops at a gas station. | اتوبوس در پمپ بنزین توقف می‌کند.

  • home /həʊm/ خانه | We arrive home before sunset. | پیش از غروب به خانه می‌رسیم.

  • wake up /weɪk ʌp/ بیدار شدن | I wake up early on trips. | در سفر زود بیدار می‌شوم.

  • how /haʊ/ چگونه | How do we get there? | چطور به آنجا برسیم؟

  • often /ˈɒfn/ اغلب | He often comes late to class. | او اغلب دیر به کلاس می‌آید.

  • come late /kʌm leɪt/ دیر آمدن | Don’t come late tomorrow. | فردا دیر نیا.

  • never /ˈnevə/ هرگز | She never forgets her keys. | او هرگز کلیدهایش را فراموش نمی‌کند.

  • stamp /stæmp/ تمبر | Put a stamp on the postcard. | تمبری روی کارت‌پستال بچسبان.

  • post office /ˈpəʊst ɒfɪs/ ادارهٔ پست | The post office opens at eight. | ادارهٔ پست ساعت هشت باز می‌شود.
  • where /wɛə/ کجا | Where is the post office? | ادارهٔ پست کجاست؟

  • near /nɪə/ نزدیک | It is near the corner shop. | نزدیک مغازهٔ گوشه است.

  • corner /ˈkɔːnə/ گوشه | Stand at the corner and wait. | گوشه بایست و صبر کن.

  • job /dʒɒb/ شغل | His job is difficult but important. | شغل او سخت اما مهم است.

  • employee /ˌemplɔɪˈiː/ کارمند | Each employee checks the mail. | هر کارمند نامه‌ها را بررسی می‌کند.

  • postman /ˈpəʊstmən/ پستچی | The postman delivers letters daily. | پستچی روزانه نامه می‌آورد.

  • drive /draɪv/ رانندگی کردن | He drives a long route. | او مسیر طولانی می‌راند.

  • carefully /ˈkeəfəli/ بادقت | Drive carefully on the highway. | در بزرگراه بادقت بران.

  • highway /ˈhaɪweɪ/ بزرگراه | The highway is busy today. | بزرگراه امروز شلوغ است.

  • picture /ˈpɪktʃə/ عکس | She takes a picture of the truck. | او از کامیون عکس می‌گیرد.

  • sometimes /ˈsʌmtaɪmz/ گاهی | Sometimes travel feels hard. | بعضی وقت‌ها سفر سخت است.

  • hard /hɑːd/ سخت | Climbing the hill is hard work. | بالا رفتن از تپه کار سختی است.

  • outside /ˌaʊtˈsaɪd/ بیرون | It is cold outside the bus. | بیرون اتوبوس هوا سرد است.

  • favorite /ˈfeɪvərɪt/ موردعلاقه | Firefighting is his favorite job. | آتش‌نشانی شغل موردعلاقهٔ اوست.

  • firefighter /ˈfaɪəˌfaɪtə/ آتش‌نشان | A firefighter saves lives. | آتش‌نشان جان‌ها را نجات می‌دهد.

  • put out /pʊt aʊt/ خاموش کردن | They put out the fire quickly. | آن‌ها آتش را سریع خاموش کردند.

  • save /seɪv/ نجات دادن | Firefighters save many lives. | آتش‌نشان‌ها جان‌های زیادی را نجات می‌دهند.

  • lives /laɪvz/ جان‌ها | Lives were protected that night. | آن شب جان‌ها محافظت شدند.

لغات درس پنجم زبان نهم | آخرهفته رسانه‌ای

چالش‌های 20 مو برای درس چهارم (بدون جدول)

Stamp Collector
یک عکس از تمبر آپلود کنید و در کپشن از stamp و یک فعل گذرا استفاده کنید؛ استیکر «Mail Hero» می‌گیرید.

Shift Planner
برنامهٔ هفتگی شیفت آتش‌نشانی را در اپ پر کنید؛ اگر واژه‌های firefighter, on shifts, save را درست تایپ کنید، ۳۰ جم می‌گیرید.

Drive Carefully Dash
در بازی زمان‌دار، واژه‌های drive, highway, carefully را به ترتیب روی جادهٔ مجازی بکشید؛ رکورد شخصی شما در جدول برترین‌ها ثبت می‌شود.

چرا همین حالا وارد 20 مو شوید؟

  • تلفظ بومی، فلش‌کارت هوشمند و بازی‌های زمان‌دار درس چهارم تنها یک لمس فاصله دارند.

  • هر چالش مثل یک سفر کوچک است: مهارتتان را می‌آزماید، امتیاز و استیکر می‌دهد و درس‌های ویژه را باز می‌کند.

  • وقتی واژگان را در محیط تعاملی تمرین کنید، نه‌فقط نمرهٔ کلاس بلکه اعتمادبه‌نفس حرف‌زدن در سفر واقعی را هم به دست می‌آورید.

👇 دکمهٔ زیر را لمس کنید، اپ 20 مو را نصب کنید و ببینید لغات درس چهارم زبان نهم چطور در نمایشگاهی مجازی به مهارت گفتار و نوشتار تبدیل می‌شوند!

نصب رایگان اپلیکیشن 20مو

 

لغات درس ششم زبان نهم | اردوی امدادگر کوچک

با این فهرست کاربردی و داستان پرهیجان، لغات درس چهارم زبان نهم دیگر غریبه نیستند؛ کافی است اپ 20 مو را باز کنید تا این کلمات در بازی و چالش به مهارت ثابت تبدیل شوند!

مشاهده در سایت اصلی
برگشت به مقالات