مقاله آموزشی زبانمو
لغات درس دوم زبان نهم | گردش در نمایشگاه بین المللی کتاب

لغات درس دوم زبان نهم | گردش در نمایشگاه بین المللی کتاب
اگر قرار باشد یک روز صبح در سالن یک نمایشگاه جهانی بایستید و از غرفه Germany /ˈdʒɜːməni/ (آلمان) تا Spain /speɪn/ (اسپانیا) قدم بزنید، باید اول با لغات درس دوم زبان نهم دوست شوید؛ این واژگان گذرنامه زبانی شما هستند.
در یک داستان هیجانانگیز درباره «نمایشگاه بینالمللی کتاب»، تمام لغات درس دوم زبان نهم—از reservation (رزرو) و guide book (کتاب راهنما) تا gift shop (فروشگاه سوغات) و travel (سفر کردن) در متن زنده میشوند و مهارت سفر و مکالمه شما را چند برابر میکنند
لغات درس اول زبان نهم |شخصیتهای کلاس
پرده اول: میز رزرو و خوشآمد
«Do you have a reservation /ˌrezəˈveɪʃən/ (رزرو)?» (آیا رزروی دارید؟) دخترِ مسئول میپرسد.
من بلیت را show (نشان میدهم) و جواب میگیرم: «Your room /ruːm/ key is ready; enjoy your stay /steɪ/ (اقامت).» (کلید اتاق شما آماده است؛ از اقامتتان لذت ببرید.)
پرده دوم: دیدار راهنما
در غرفهٔ راهنما، یک guide book /ˈɡaɪd bʊk/ (کتاب راهنما) رنگی روی میز است.
خانم راهنما میگوید: «You can travel /ˈtrævəl/ (سفر کنید) around /əˈraʊnd/ (سرتاسر) the world /wɜːld/ (جهان) between /bɪˈtwiːn/ (بین) these two halls.» (میتوانید بین این دو سالن در سراسر جهان سفر کنید.)
پرده سوم: ایستگاه فروشگاه سوغات
پسرک صدا میزند: «Gift shop over there /ˌəʊvə ˈðeə/!» (فروشگاه سوغات آنطرف است!)
من وارد میشوم، یک فنجان با لوگوی «Book Festival /ˈfestɪvəl/» میبینم و به shopkeeper /ˈʃɒpkiːpə/ (مغازهدار) میگویم: «This is a suitable /ˈsuːtəbl/ (مناسب) souvenir for my daughter.» (این یادگاریِ مناسبی برای دخترم است.)
لغات درس سوم زبان نهم | نوروزِ خانواده نهمی
پرده چهارم: غرفه آلمان تا اسپانیا
مسئول آلمانی میپرسد: «Where /wɛə/ (کجا) do you live /lɪv/ (زندگی میکنید) now?» (الان کجا زندگی میکنید؟)
جواب میدهم: «Tehran, but I speak /spiːk/ (صحبت میکنم) Persian, English /ˈɪŋɡlɪʃ/ و a little German /ˈdʒɜːmən/.» (تهران، اما فارسی، انگلیسی و کمی آلمانی صحبت میکنم.)
بعد به سمت غرفهٔ اسپانیا میروم و خانمی میگوید: «Guess /ɡes/ (حدس بزن) the capital of Spain and win a free ticket!» (پایتخت اسپانیا را حدس بزن و یک بلیت رایگان ببر!)
من میگویم «Madrid» و همه میگویند: «Welcome /ˈwelkəm/ (خوش آمدی)!» (خوش آمدی!)
پرده پنجم: گوشه ادبیات
در سالن ادبیات، نویسندهای میگوید: «I write /raɪt/ (مینویسم) a novel /ˈnɒvl/ (رمان) and a short story /ˌʃɔːt ˈstɔːri/ (داستان کوتاه).» (من یک رمان و یک داستان کوتاه مینویسم.)
«You can read /riːd/ (بخوانید) them in today’s newspaper /ˈnjuːzpeɪpə/ (روزنامه).» (میتوانید آنها را در روزنامهٔ امروز بخوانید.)
کنار او شاعری یک poem /ˈpəʊɪm/ (شعر) میخواند و گروهی دانشآموز برای نمایش کوتاه روی صحنه stage play /pleɪ/ تنظیم میکنند.
«We will play a short scene soon.» (بهزودی صحنهٔ کوتاهی اجرا میکنیم.)
پرده ششم: خروج و چکاوت
زمان check out /ˈtʃek aʊt/ (خارج شدن) فرا میرسد. مسئول هتل میگوید: «I hope /həʊp/ (امیدوارم) you enjoyed /ɪnˈdʒɔɪd/ (لذت بردید) your visit.» (امیدوارم از بازدیدتان لذت برده باشید.)
من کلید را تحویل میدهم، چمدان را روی wheel /wiːl/ (چرخ) میکشم و درِ door /dɔː/ (در) خروجی را open /ˈəʊpən/ (باز) میکنم. (درِ خروجی را باز میکنم.)
لغات درس چهارم زبان نهم | ماجرای قهرمانان شهر
فهرست لغات درس دوم زبان نهم
-
reservation (رزرو) | I made a reservation online last night. | دیشب بهصورت آنلاین رزرو کردم.
-
room (اتاق) | Our room faces the garden. | اتاق ما رو به باغ است.
-
stay (اقامت) | Enjoy your stay at the hostel. | از اقامتت در هاستل لذت ببر.
-
guide book (کتاب راهنما) | This guide book shows the museum map. | این کتاب راهنما نقشهٔ موزه را نشان میدهد.
-
travel (سفر کردن) | They travel by train every summer. | آنها هر تابستان با قطار سفر میکنند.
-
around (دورِ) | Walk around the hall to see all booths. | برای دیدن همه غرفهها دورتادور سالن قدم بزن.
-
world (جهان) | Stories connect people around the world. | داستانها مردمِ سراسر جهان را پیوند میدهند.
-
between (بینِ) | The café is between two bookstores. | کافه بین دو کتابفروشی است.
-
gift shop (فروشگاه سوغات) | The gift shop sells handmade mugs. | فروشگاه سوغات ماگ دستساز میفروشد.
-
souvenir (سوغات) | She bought a key-ring as a souvenir. | او یک جاکلیدی بهعنوان سوغات خرید.
-
suitable (مناسب) | These shoes are suitable for hiking. | این کفشها برای کوهپیمایی مناسباند.
-
shopkeeper (مغازهدار) | The shopkeeper wrapped the present. | مغازهدار هدیه را کادو کرد.
-
festival (جشنواره) | The book festival opens tomorrow. | جشنوارهٔ کتاب فردا آغاز میشود.
-
where (کجا) | Where do you live now? | الان کجا زندگی میکنی؟
-
live (زندگی کردن) | They live near the sea. | آنها نزدیک دریا زندگی میکنند.
-
speak (صحبت کردن) | I speak English and a little German. | من انگلیسی و کمی آلمانی صحبت میکنم.
-
English (انگلیسی) | English classes start on Monday. | کلاسهای انگلیسی دوشنبه آغاز میشوند.
-
German (آلمانی) | She studies German after school. | او بعد از مدرسه آلمانی میخواند.
-
guess (حدس زدن) | Guess the word before the timer ends. | قبل از پایان زمان کلمه را حدس بزن.
-
ticket (بلیط) | Your ticket includes a free drink. | بلیطت یک نوشیدنی رایگان دارد.
-
welcome (خوشآمد) | The host said “Welcome to Madrid!”. | میزبان گفت «به مادرید خوش آمدید!»
-
write (نوشتن) | The author will write a new novel. | نویسنده یک رمان جدید خواهد نوشت.
-
novel (رمان) | This novel won an award. | این رمان برندهٔ جایزه شد.
-
short story (داستان کوتاه) | He published a short story online. | او یک داستان کوتاه آنلاین منتشر کرد.
-
read (خواندن) | Please read the first paragraph aloud. | لطفاً پاراگراف اول را بلند بخوان.
-
newspaper (روزنامه) | The newspaper features travel tips. | روزنامه نکتههای سفر را درج کرده است.
-
poem (شعر) | She recited a poem on stage. | او روی صحنه شعری خواند.
-
stage (صحنه) | Actors waited behind the stage curtain. | بازیگران پشت پردهٔ صحنه منتظر بودند.
-
play (نمایش دادن) | Students will play a comedy tonight. | دانشآموزان امشب یک کمدی اجرا میکنند.
-
check out (خارج شدن) | We must check out before noon. | باید پیش از ظهر تسویه کنیم.
-
hope (امیدوار بودن) | I hope you enjoyed the tour. | امیدوارم از تور لذت برده باشی.
-
enjoy (لذت بردن) | Visitors enjoy free coffee samples. | بازدیدکنندگان از نمونهقهوهٔ رایگان لذت میبرند.
-
visit (بازدید) | They plan a visit to the art gallery. | آنها بازدید از نگارخانه را برنامه دارند.
-
wheel (چرخ) | He fixed the suitcase wheel quickly. | او چرخ چمدان را سریع تعمیر کرد.
-
door (در) | Push the door to enter the hall. | برای ورود به سالن در را هل بده.
-
open (باز کردن) | She opened the map on the desk. | او نقشه را روی میز باز کرد.
چالشهای اپلیکیشن 20 مو برای لغات درس دوم زبان نهم
1. Reservation Relay
فرم رزرو هتل فرضی را در کمتر از ۲ دقیقه پر کنید؛ هر بار که واژههای reservation (رزرو) و room (اتاق) را دقیق بنویسید، نشان «Hotel Manager» و ۲۰ جم میگیرید.
2. Guide-Book Quiz
پنج پرسش چندگزینهای دربارهٔ مسیرها و نکتههای یک guide book (کتاب راهنما) را پاسخ دهید؛ امتیاز کامل، فلشکارت «Travel Phrases» را باز میکند.
3. Souvenir Snap
یک عکس از سوغات واقعی یا ساختگی بارگذاری کنید و در کپشن از souvenir (سوغات) بههمراه یک فعل گذرا استفاده کنید؛ استیکر «Gift Hunter» و تجربهٔ اضافی نصیبتان میشود.
4. Ticket Dash
در بازی زماندار، واژههای ticket (بلیط)، airport (فرودگاه) و travel (سفر) را روی صفحه بکشید و در سبد درست بیندازید؛ رکورد هفتگی + ۱۰ جم دریافت میکنید.
5. Story Builder
در سی ثانیه سه واژهٔ تصادفی—مثلاً reservation، destination (مقصد) و newspaper (روزنامه)—را در یک جمله بنویسید؛ هوش مصنوعی خطاها را اصلاح و خلاقیت را میسنجد و کلید «Secret Lesson» را به شما میدهد.
لغات درس پنجم زبان نهم | آخرهفته رسانهای
چرا همین حالا وارد 20 مو شوید؟
-
تلفظ بومی، فلشکارت هوشمند و بازیهای زماندار درس دوم تنها یک لمس فاصله دارند.
-
هر چالش مثل یک سفر کوچک است: مهارتتان را میآزماید، امتیاز و استیکر میدهد و درسهای ویژه را باز میکند.
-
وقتی واژگان را در محیط تعاملی تمرین کنید، نهفقط نمرهٔ کلاس بلکه اعتمادبهنفس حرفزدن در سفر واقعی را هم به دست میآورید.
👇 دکمهٔ زیر را لمس کنید، اپ 20 مو را نصب کنید و ببینید لغات درس دوم زبان نهم چطور در نمایشگاهی مجازی به مهارت گفتار و نوشتار تبدیل میشوند!
نصب رایگان اپلیکیشن 20مو
جمعبندی
در چند ساعت، واژههای درس دوم—from airport /ˈeəpɔːt/ (فرودگاه) تا possible /ˈpɒsɪbl/ (ممکن)—در نمایشگاه کتاب زنده شدند. حالا نوبت شماست این کلمات را در اپ 20 مو تمرین کنید و سفر زبانی خود را ادامه دهید!